خرید بک لینک

من بهتون گفته بودم اگه سر قضیه ای خیلی خنده ام بگیره دیگه برای این خنده هیچ دکمه کنترلی ندارم دیگه ؟ :))

چند روز پیش با یکی از دوستام که اونم مثل منه و ما دو تا اصلا نباید در موقعیت های جدی کنار هم قرار بگیریم، در یک جلسه رسمی حاضر شده بودیم. وسط جلسه سر یه مبحث خیلی خیلی مسخره ای خندمون گرفته بود. حالا مگه این نیش باز جمع میشد ؟ اولش تمام تلاشمو کردم کنترل کنم هی رومو کج میکردم اینو نگاه نکنم دیدم اصلا فایده نداره. دوستم از شدت خنده نمیتونست جملشو ادامه بده اینقدر خندیدیم که از چشمامون اشک میومد و آخرش دوستم دیگه با صدای بلند قهقهه میزد و همش از صاحب اون جلسه عذرخواهی میکرد وای بنده خدا نمیفهمید داره چه اتفاقی می افته هی می پرسید چیزی شده ؟ هنوز بهش فکر میکنم پاره میشم از خنده. بخدا که آبرو بر تر از ما خودمونیم. یکی باید اونجا باشه مارو جمع کنه.

یه بار دیگه ام یادمه پشت تلفن داشتم با یکی حرف میزدم (غریبه) و وسطش اینقدر خنده ام گرفت که گوشی رو قطع کردم و مکالمرو نتونستم ادامه بدم

برچسب: نویسنده: آریا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 8:12

صفحه بندی